نتورکر. گرافیست. توسعه دهنده وب. بازاریاب. مشاور کسب و کار

مطالب و دل نوشته های مسلم عابدی مدیسه

نتورکر. گرافیست. توسعه دهنده وب. بازاریاب. مشاور کسب و کار

همه خوشبختی ها و موفقیت هایی که به من روی آورده، از درهایی وارد شده که آنها را به دقت بسته بودم.

چیزی به نام موفقیت!!!

چیزی به نام موفقیت!!!

تو این دوره زمونه ها همه افراد دغدغه فکری دارند و همیشه و همه جا صحبت از واژه ای هست به نام موفقیت و یا success

بله بله درست متوجه شدید چیزی که خیلی ها دنبالش هستند. خیلی ها می خواند راه رسیدن به این واژه را پیدا کنند و یه جورایی خودشون را چه از نظر فکری و چه از نظر جسمی و روحی و روانی درگیر این کردند که به موفقیت صد در صد برسند. بله منظورم را حتما متوجه شدید. همه معمولا تو همه اصناف و مشاغل سعی بر این دارند که با شرکت کردن در جلسات، سمینار ها ، کارگاههای آموزشی و غیره یه جورایی به یه محتوایی دسترسی پیدا کنند و با این روش و شیوه خودشون را متقاعد کنند که دارند موفق میشند و به ماهیت این واژه که همون موفقیت هست دسترسی پیدا می کنند و به آرزو و آرمان خودشون میرسند.

در این بین افراد به دو دسته هستند: ۱- افرادی که به بهونه موفقیت جلسات و کارگاههای آموزشی و سمینارهایی را راه اندازی می کنند و افرادی را با این ذهنیت ثبت نام می کنند و اخر الامر هم به دلیل سود خودشون که این یک نوع موفقیت اینها هست مجبور میشند که از اساتیدی مبتدی و ناکارآمد استفاده کنند و یه جورایی مطالب بی اساسی به حضار در جلسات و سمینارها ارائه میدند و دست اخر هم هیچ.

۲- افرادی که واقعا دنبال موفقیت هستند و یه جورایی حاضرند که فعالیت و کسب و کار و انگیزه هایی را داشته باشند و یه یک نتیجه مطلوب در این زمینه برسند.

خوب از این مقوله بگذریم که اگر بخوایم تحلیل کنیم و بررسی کنیم این افراد را خودش یک جلسه و سمینار حداقل ۵ ساعتی می طلبه که بشه یه جورایی بررسی و آنالیز کرد که چی میشه و این دو فرد به کجاها می رسند و آیا واقعا موفقیت را تجربه می کنند یا خیر ؟

دیروز یعنی روز سوم خرداد تو یک سمیناری بودم که مربوط به یک شرکت و هلدینگ بزرگی هست که نمی خوام اسمی برده بشه بنابر دلایلی. تو این جلسه یه سری چیزها به من یادآوری شد که واقعا خیلی کارآمد و به درد بخور و لازم هست. که میام و این مطالب و محتوا را به صورت مختصر برای دوستانی که می خواند به ماهیت این واژه موفقیت برسند بیان می کنم.

تو این سمینار من فهمیدم که موفقیت یعنی برطرف کردن چالش.

یه مثال می خوام براتون بزنم: من شخصی هستم که از تاریکی میترسم. تا وقتی که از تاریکی میترسم و در محیط های تاریک حاضر نمیشم مسلما این ترس کاذب من برای همیشه ادامه داره و همیشه ترس از تاریکی در وجود من هست. حالا اگر اومدم و خودم را در چالشی قرار دادم که علت این که من از تاریکی میترسم چی هست و این علت را برطرف کنم و به همین صورت پیش ببرم مطمئن باشید که این ترس دیگه از بین میره و کم کم تاریکی برای من شیرین میشه و حتی مدت زمانی دیگه اگر یادم بیاد که از تاریکی میترسیدم به حال و روز اون موقع خودم میخندم.

دقیقا تو کسب و کار و اجتماع و روابط اجتماعی و بازاریابی و به طور کل بگم تمامی موارد زندگی روزمره همگی ما یه ترسی داریم که یه جورایی دست و پای ما را بسته و ازش هم بیم داریم. ترس از اینکه نکنه مشتری از من خرید نکنه ؟ ترس از اینکه نکنه یه سوال ازم بپرسه و نتونم جوابش را بدم؟نکنه یه جای دیگه رفته باشه و یک همکار قیمت کمتر بهش داده باشه ؟ نکنه سوالات تخصصی در مورد محصول من بخواد بپرسه و من نتونم جوابگوش باشم؟ نکنه ازم تخفیف بخواد و من هم بهش تخفیف ندم و مشتری بپره؟ نکنه مشتری امروز نیاد و چک فردام برگشت بشه ؟و هزاران هزار جور ترس و بیم و فکرنکنه نکنه نکنه هایی که به طور کل فکر و ذکر و روح و روان همگیمون را درگیر می کنه و آزار میده.

حالا چاره چیه ؟ راه حل چیه و چه کاری باید کرد ؟

من یه موجود زنده ای هست به اسم قورباغه که ازش خیلی بدم میومد و یه جورایی برام چندش آور بود اومدم و چشمام را بستم و یه جورایی در مفهوم این قورباغه را قورت دادم . با مشتری رو درواسی داشتم که نکنه از من خرید نکنه و مشتری من نشه در این مورد تحقیقات لازم را بررسی کردم و این مقوله هم حل کردم و به این نتیجه رسیدم که من باید به اون بفروشم چون محصول من خاص هست با خصوصیاتی که داره و من نباید به مشتری اجازه بدم در مورد خرید و یا عدم خرید محصول من تصمیم بگیره که من ترسی در این مورد داشته باشم.

در کل برای هر ترسی، برای هر مسئله ای ، برای هر مقوله ای یک چالش طراحی کنید و با فکر و ذهن پیش ببریم. اون موقع هست که موفقیت را کسب می کنیم. در کل موفقیت اکتسابی هست که این بستگی به خود شخص داره و همچنین بستگی به اطرفیان شخص هم داره.

این برداشت شخصی من از موفقیت و موارد تابعه و همچنین جلسات و سمینارها هست و شاید پایه علمی نداشته باشه و بیشتر تجربی هست.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × چهار =

من معتقدم موفقیت زمانی به دست می آید که یک قدم جلوتر برویم؛ یعنی ضمن استقبال از ناملایمات و سختی ها شکست را بخشی از زندگانی خود بدانیم.