نتورکر. گرافیست. توسعه دهنده وب. بازاریاب. مشاور کسب و کار

مطالب و دل نوشته های مسلم عابدی مدیسه

نتورکر. گرافیست. توسعه دهنده وب. بازاریاب. مشاور کسب و کار

همه خوشبختی ها و موفقیت هایی که به من روی آورده، از درهایی وارد شده که آنها را به دقت بسته بودم.
shadow

جدیدترین نوشته ها

زندگي همه چيش همين‌جوره

زندگی همه چیش همین‌جوره

نوشته شده در مرداد ۲۵, ۱۳۹۵ | ۰ دیدگاه | 342 views

    راننده تاکسی گفت: «می‌دونی بهترین شغل دنیا چیه؟» گفتم: «چیه؟» گفت: «راننده تاکسی.» خندیدم. راننده گفت: «جون تو… هر وقت بخوای میای سرکار، هر وقت نخوای نمیای، هر مسیری خودت بخوای میری، هر وقت دلت خواست یه گوشه می‌زنی بغل استراحت می‌کنی، هی آدم جدید می‌بینی، آدم‌های مختلف، حرف‌های مختلف، داستان‌های مختلف… موقع [ادامه…]

«زندانی بدهکار» دیروز و «کارآفرین میلیاردر» امروز!

«زندانی بدهکار» دیروز و «کارآفرین میلیاردر» امروز!

نوشته شده در مرداد ۱۰, ۱۳۹۵ | ۰ دیدگاه | 393 views

وقتی با لباس زندان و دستبند، پای به دادگاه می‌گذارد و ۷۰ طلبکار خشمگین را روبه‌روی خود می‌بیند، با خودش عهد می‌بندد در صورت خلاصی از این مخمصه، در کسب و کار تازه‌اش، با حساب و کتاب قدم بردارد؛ کسب و کاری که در آن نه از چک برگشتی و ورشکستگی خبری باشد و نه [ادامه…]

هیس !! من یک نتورکرم

هیس !! من یک نتورکرم

نوشته شده در تیر ۲۴, ۱۳۹۵ | ۸ دیدگاه | 1,436 views

سلام سلام سلام بی مقدمه می خوام بگم : من یک نتورکرم از اونایی که نشستن گوشه خونه تا خدا یه چمدون پول بندازه تو بغلشون و اخرش بگند خدایا شکرت! یا اونایی که دوست ندارن کار سنگین بکنن ولی در آمد بالا داشته باشن و بگند ما هم بله ! یا اون هایی که [ادامه…]

زندگی نامه هولتون باگز از زبان خودش : از فقر تا ثروت

زندگی نامه هولتون باگز از زبان خودش : از فقر تا ثروت

نوشته شده در تیر ۲۳, ۱۳۹۵ | ۰ دیدگاه | 444 views

بعضیا فکر می کنند که من خیلی خوش شانس هستم و یا برای چیزایی که دارم ساخته شدم ولی من خیلی خوب یادم هست که مثل خیلی از بچه های تک سرپرست تو مهدکودک های محله خودمون رها شده بودم و مادرم برای مراقبت از من چند شغل همزمان داشت. اون موقع ها تنها شرایط [ادامه…]

مهر پدر و فرزند

مهر پدر و فرزند

نوشته شده در خرداد ۲۹, ۱۳۹۵ | ۰ دیدگاه | 534 views

محبوبه متولد ۱۳۵۷ و دچار عقب ماندگی ذهنی است. او پس از شهادت برادر ، مادر خود را از دست داد. و او شد پرستار پدر… پدری که آلزایمر دارد و هیچ کس حتی فرزندان خود را نمیشناسد. و به خاطر کهولت سن قادر به هیچ کاری نیست. اما محبوبه با تمام این مشکلات عاشقانه [ادامه…]

چیزی به نام موفقیت!!!

چیزی به نام موفقیت!!!

نوشته شده در خرداد ۴, ۱۳۹۵ | ۰ دیدگاه | 491 views

چیزی به نام موفقیت!!! تو این دوره زمونه ها همه افراد دغدغه فکری دارند و همیشه و همه جا صحبت از واژه ای هست به نام موفقیت و یا success بله بله درست متوجه شدید چیزی که خیلی ها دنبالش هستند. خیلی ها می خواند راه رسیدن به این واژه را پیدا کنند و یه [ادامه…]

ابیانه و چایی عمو حسین

ابیانه و چایی عمو حسین

نوشته شده در اردیبهشت ۱۸, ۱۳۹۵ | ۰ دیدگاه | 646 views

اگه یه روزی گذرت خورد و رفتی به دیار کاشون روستایی که میگند خیلی زیباست و بافت قدیمی را حفظ کرده و یه جورایی خاکش قرمز هست بله بله همون ابیانه را میگم حتما حتما اونجا سراغ چای هیزمی عمو حسین را هم بگیر یه جای دنج و با حال و یه شخص اهل دل [ادامه…]

قانون اثر دانه در کسب و کار

قانون اثر دانه در کسب و کار

نوشته شده در اردیبهشت ۱۵, ۱۳۹۵ | ۲ دیدگاه | 993 views

قانون اثر دانه در کسب و کار نگاهی به درخت سیب بیندازید. شاید پانصد سیب روی درخت باشد که هر کدام حاوی دست کم ده دانه است. چرا این همه دانه لازم است تا فقط چند درخت دیگر اضافه شود؟ اینجا طبیعت به ما چیزی یاد می دهد : اکثر دانه ها هرگز رشد نمی [ادامه…]

مشاوره رایگان

مشاوره رایگان

نوشته شده در اردیبهشت ۴, ۱۳۹۵ | ۰ دیدگاه | 523 views

مشاوره رایگان یک پزشک و یک وکیل در یک مهمانی شامی، با هم ملاقات کردند. گفت‌وگوی آنان مرتباً قطع می‌شد. و مهمانان از دکتر تقاضای توصیه پزشکی می‌کردند. دکتر که از این وضع کلافه شده بود، از وکیل پرسید: به من بگویید برای این که در این‌جور جاها، مردم تقاضای مشاوره حقوقی از شما نکنند، [ادامه…]

شما بسیار ارزشمند هستید...

شما بسیار ارزشمند هستید…

نوشته شده در فروردین ۲۲, ۱۳۹۵ | ۰ دیدگاه | 484 views

شما بسیار ارزشمند هستید… برایان تریسی سمینارش را با در دست گرفتن بیست دلار اسکناس شروع کرد. او پرسید: “چه کسی این بیست دلار را می‌خواهد؟” دست‌ها بالا رفت. او گفت: “من این بیست دلار را به یکی از شما می‌دهم. اما اول اجازه دهید کاری انجام دهم.” او اسکناس‌ها را مچاله کرد و پرسید: [ادامه…]

به رخدادهای یکروز عادی از زندگی فکر کنید

به رخدادهای یکروز عادی از زندگی فکر کنید

نوشته شده در فروردین ۶, ۱۳۹۵ | ۲ دیدگاه | 1,015 views

در قهوه خانه ساده بالای کوه ؛ سفارش املت دادیم … کنار دست قهوه چی نوشته بود : ” ما را در فیــسبـــوک ملاقات کنید ” فکر کردم ، در کجای دنیا میشود اینچنین املت خوشمزه و نان لواشی پیدا کرد ، که فروشنده اش هم تا این حد به روز باشد ؟ تجربه میگوید [ادامه…]

من معتقدم موفقیت زمانی به دست می آید که یک قدم جلوتر برویم؛ یعنی ضمن استقبال از ناملایمات و سختی ها شکست را بخشی از زندگانی خود بدانیم.